سه شنبه 13 شهریور ماه سال 1386 ساعت 4:55 PM

از دشمنان گلایه برند نزد دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟

 

friendship (دوستی)

این که زندگی عرصه ی بازیه یا اخلاق و وظیفه، گاهی ذهنم رو درگیر می کنه.

برای مثال آدم با دوستانش باید چه جوری باشه؟ چطوری بهشون نگاه کنه؟ و یا هر چیز دیگه ای...

این مساله در مورد نزدیکان مهم تره...

مساله مشخص اینه که *دیگران* موضوع اداره شدن هستند یا باید باشند یا نه. نقش *من* در این میانه چیه؟

آیا *دیگران* برای *من* چیزی جز شیئ اند؟  و به همین شکل *من* برای هر یک از *دیگران*؟ اشیائی برای برآوردن نیازهای *من*. چه *منِ* من، چه *منِ* دیگری.

تذکر بی ادبانه: نگارش این مطلب به هیچ وجه برای پیچیده شدن نسخه برای اینجانب از جانب حضرت عالی نبود و نیست. و به قول هدایت تنها برای معرفی خودم به سایه ام و به قول خودم برای فرو نشاندن درد نوشتن بود...

لطفا به جای اشاعه نظراتتان، کمی به آنها فکر کنید...!

شب به خیر...!

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo